تبليغاتX
تا انتهای حضور
تا انتهای حضور
برای خورشید همیشه عالمتاب
قول

باورت می شد به این زودی برگردی؟! آخرین باری که نظرات متن قبل رو خوندی ، تعجب کردی همه بهت می گن نمی تونی به همین راحتیا بری! باورت می شد وقتی امروز بخوای بیای یواشکی یه سر بزنی ، دیگه نتونی دل بکنی؟!

قبول نیست . اگه می دونستم میاین و به جای اینکه جواب خداحافظیم رو بدین ، من رو به گریه میندازین اصلا اعلام نمی کردم که می خوام برم. اصلا اگه می دونستم قضیه اینقدر جدیه.... آخه من لیاقتش رو ندارم.

می بینی مولای من؟! یه بار دیگه!!.اون روز که قبول کردم همراه خورشید عالمتاب نیمه ی شعبان ۱۴۲۳ باشم ، حتی تصورش رو هم نمی کردم برام بشه یه خاطره که مسیر زندگیم رو عوض کنه و حالا دوباره قولی رو بدون اینکه بفهمم دادم! چقدر خوبه آدم هایی مثل من که بلد نیستن از این قول های قشنگ بدن ، یه دفعه ببینن قول دادن و خودشون خبر ندارن! دیروز دوباره خورشید عالمتاب برگزار شد. اگر چه با تاخیر. شاید به خاطر همین دلم تنگ شد و خواستم یه سر به اینجا بزنم . که این هم نتیجش! قول می دم! دیگه حرف از خداحافظی نزنم. من قول دادم چون می دونم خودت کمکم می کنی. مولای من ! بدون کمک خودت حتی نمی تونم بیام و یک کلمه بنویسم.

 

خیلی التماس دعا
2 نوشته شده در  ساعت 10 بعد از ظهر  توسط نیلوفر |