تبليغاتX
تا انتهای حضور
تا انتهای حضور
برای خورشید همیشه عالمتاب
التماس دعا

به سحر حور و ملک فجرم دادند

 

واندر آن چشمه نور سلام و اجرم دادند

 

لیلة قدر که روح القدس آمد به جوار

 

الف شهری است که گویا شب هجرم دادند

 

مرغ حق را به چمن چونکه غزلخوان دیدند

 

تا سحر جن و ملک ناله و زجرم دادند

 

تار مویی زسیاهی شبت ما را بس

 

آخرین اجر سماء ، به کسب و تجرم دادند

 

شام و سحر ندارد حامد به بزم معشوق

 

                              زآن جرعه آب حیوان غلمای که فجرم دادند
2 نوشته شده در  ساعت 9 بعد از ظهر  توسط نیلوفر |