تبليغاتX
تا انتهای حضور
تا انتهای حضور
برای خورشید همیشه عالمتاب
غدیر مبارک!

 

 یه تصویرآشنا توی ذهنت از بچگی ثبت شده... دو انسان نورانی که رو به مردم ایستادند . یکی از اونها دست دیگری رو گرفته و بالا برده . همین!!!!

 

حالا یه تصویر دیگه بساز...  صحرا ، آفتاب سوزان...  پیامبر دستور دادند همه از حرکت باز ایستاده و گرد او جمع شوند.همه منتظر سخنان رسول اکرم (ص) ایستاده اند. پیامبر از بارهای شتر روی هم چیده شده بالا می روند و آغاز می کنند...  مثل همیشه کلامشان چیزی جز حق و حقیقت نیست. و این گرد همایی تنها برای یک چیز است: معرفی مولای مسلمین بعد از پیامبر ، معرفی دوباره و بلکه چند باره ی امیر مومنان " علی (ع)" .

گوش کن! هنوز هم می توان طنین صدای پیامبر را بر بام غدیر شنید. نگاه کن! هنوز هم دست پیامبر را می بینی که دست علی (ع) را بالا برده و او را در برابر دیدگان منتظر تاریخ قرار داده.

وباز نگاه کن ! می بینی دستی را که گویی دست خود رسول خداست. چهره ای را که گویی علی (ع) است. اما منتظری...

مگر چند بار می توان خطا کرد؟! مگر چند بار می توان گفت نشنیده ایم و ندیده ایم؟ نمی شناسی ؟ این همان دست جانشین علی (ع) است، که خود جانشین رسول خدا  و او نیز فرستاده ی خداست. و ما نیز باید همان منتظران باشیم. نه! ... نه از همان منتظران غدیر که همه چیز را فراموش کردند .

بیا از همان ها باشیم که بیعت می کنیم. امروز همان روزی است که علی (ع) و فاطمه(س) یک به یک در خانه ها را می کوبند و می پرسند: غدیر را فراموش کرده اید؟!  ما نیز در غدیر بوده ایم پس بیا قبل از اینکه در خانه یمان را بکوبند ما به سوی بیعت با امام زمانمان رویم. او منتظر است ، و تنها یاور می طلبد برای برقراری عدالت در زمین! او همان فرزند علی(ع) و فاطمه(س) است.

و حالا همان عید غدیر ، تو نیزهمان  شیعه ی علی(ع) . بیا عید غدیر دستانمان را بلند کنیم و از اعماق وجودمان بخواهیم ظهور زیبایش را! و بلند فریاد بزنیم که ما غدیر را به خاطر می آوریم فرزندعلی(ع)!

مولای منتظران منتظریم...
2 نوشته شده در  ساعت 4 بعد از ظهر  توسط نیلوفر |